![]() |
![]() |
|
| مارلون براندوی آینده سینمای ایران |
|
«قاعده تصادف» جزو معدود فیلم هایی بود که در جشنواره سی و یکم فیلم فجر مورد توجه منتقدان قرار گرفت. هرچند که شرایط مناسبی برای اکران این فیلم مهیا نبود و به نوعی در اکران مهجور واقع شد اما توانست مخاطب خاص خودش را به سینما بکشاند. این فیلم به اعتقاد بسیاری از منتقدان، نوعی ادای دین به تئاتر محسوب می شد که در قصه آن چند جوان برای رفتن به یک جشنواره تئاتر در خارج از کشور با مشکلاتی مواجه می شوند که همین مواجهه آن ها با مشکلات، قضاوت مخاطبان را در پی دارد. در عین حال، «قاعده تصادف» تلاش دارد دغدغه های نسل جوان امروز و درگیری هایشان با والدین را به تصویر بکشد و کارگردان آن سعی دارد تا فارغ از کلیشه ها، مشکلات این نسل را به نمایش درآورد. به بهانه اکران این فیلم، در یکی از روزهای هفته گذشته و پیش از اعلام رسمی تمدید یک هفته ای فیلم میزبان بهنام بهزادی (کارگردان،تهیه کننده)، مهرداد صدیقیان (بازیگر)، مارتین شمعون پور (بازیگر و آهنگساز)، امین جعفری (مدیر فیلمبرداری)، نگار نعمتی (طراح لباس)، امیرحسین قدسی (طراح صحنه) و محمدرضا لطفی (منتقد) بودیم. در طول سال های اخیر فضای فیلم های ما به گونه ای پیش رفت که معمولا عرصه برای فعالیت جوان هایی که چندان چهره نیستند، همواره نبود و آن ها صرفا باید دل به نقش هایی می پسندند که در درجه چندم اهمیت در یک فیلم قرار داشت چرا که قصه ها به گونه ای در اکثر فیلم ها طراحی می شوند که نگاه را به سمت ستاره فیلم می برد ولی خب ظاهرا «قاعده تصادف» این فرصت را در اختیار شما قرار داد تا توانایی هایتان را به نوعی بروز دهید. مهرداد صدیقیان: همانطور که خودتان هم به نوعی در صحبت هایتان به این موضوع اشاره کردید بستر «قاعده تصادف» ایجاب می کرد که بازیگران در یک سطح دیده شوند خب این موضوه به قابلیت این فیلمنامه بر می گردد ولی خوشبختانه در طول سال های اخیر این نگرش که تنها یک بازیگر چهره در تیررس توجه ها قرار داشته باشد تغییر کرده است شاید بخشی از این موضوع به این خاطره باشد که این فیلم ها دیگر در گیشه با اقبال چندانی مواجهه نیستند و خب همین موضوع هم باعث گشته فیلمسازان به فکر چاره جویی در این زمینه باشند از طرفی فیلم های خوبی در طول این سال ها ساخته شدند که تلاش شان بر این بود که بازیگران در یک سطح بتوانند توانایی هایشان را نشان دهند که نمونه پررنگ آن هم فیلم های اصغر فرهادی یعنی « درباره الی ...» و « جدایی نادر از سیمین » بوده است. اما خب نباید فراموش کرد فیلم هایی که شما از آن نام می برید، از چهره بهره گرفته بودند اما بازی های این بازیگران در یک سطح قرار داشت؟ مهرداد صدیقیان: بله، شما در فیلم «درباره الی...» به طور مثال نمی توانید بگوییدکه شهاب حسینی مثلا از پیمان معادی بهتر بوده است، چرا که در آن فیلم، جمعی از بازیگران خوش درخشیدند. تحلیل شما درست است، اما بازهم سئوال من بی پاسخ ماند و آن این است ک در فیلمی مانند «قاعده تصادف» ریسک کارگردان در استفاده از چند جوان که چهره نیستند، به مراتب بیشتر از فیلم «درباره الی...» و ... است، چون در آن فیلم با وجود همه آن شرایطی که توضیح دادید، اما بازیگران مطرح می توانستند بخشی از بار گیشه را به دوش بکشند. اتفاقی که در فیلم شما وجود نداشت. مهرداد صدیقیان: من با این موضوع تا حدی مخالف هستم چرا که ما در پنج سال اخیر بازیگری را نداشته ایم که این قابلیت را داشته باشد که مخاطب به خاطر او بلیت بخرد و راهی سینما شود. محمدرضا لطفی: البته باید در تفهیم این موضوع به تعریف مان از سوپراستار و ستاره مراجعه کنیم چون با تعریف جهانی که از سوپر استار در تمام دنیا ارائه می شود ما در کشورمان بازیگری که دارای چنین ویژگی باشد و به تنهایی فروش یک فیلم را تضمین کند را نداریم ما در ایران بازیگرهایی داریم که چهره هستند و در بعضی از موارد می توانند باعث تلنگر برای مخاطب شوند و آنها را تا حدی برای تماشای یک فیلم ترغیب کنند اما نکته ای که در این میان حائز اهمیت است قشری است که در شرایط کنونی جامعه ما به سینما می رود تغییر کرده است درگذشته خانواده ها یادانش آموزان ، سربازها ...برای پر کردن وقت شان به سینما می رفتند اما در حال حاضر نه قشر پولدار به سینما می رود و نه بی پول، بیشتر قشر خاص و متوسط جامعه به سینما می روند و مانند گذشته دیگر صرفا برای شان چهره مهم نیست الویت آنها تماشای فیلم خوب است.
مهرداد صدیقیان: همان طور که در بالا هم به این نکته اشاره کردم قاعده تصادف حکایت جوانها و بچه های آخر دهه شصت بود و این موضوع را هم باید در نظر داشته باشید که ما در رده بازیگران چهره نداریم یعنی اگر آقای بهزادی می خواستند از بازیگران چهره بهره بگیرند باید از بازیگران در رده سنی دیگر بهره می گرفتند که خب در آن شرایط قصه شان دستخوش تغییرات می شد اما خب ایشان تصمیم گرفتند این ریسک را پذیرا باشند و بنا به اقتضای قصه از بازیگران نسل من بهره بگیرند اما خب نباید این نکته را فراموش کرد که بازیگران چهره شاید عاملی برای ضمانت فروش یک فیلم نباشند اما می توانند به عنوان یک ابزار تبلیغی برای عهده ایی از مخاطبان عمل کنند ولی اتفاق خوبی که در چند سال اخیر در سینما ما افتاده است تغییر ذائقه مخاطبان است چرا که نوع موفقیت و فروش فیلم ها ثابت کرده است که اگر یک فیلم کارگردانی و قصه خوب داشته باشد در گیشه می فروشد برای تصدیق گفته هایم یکبار دیگر فیلم های اصغر فرهادی را مثال می زنم. خب، شاید از نظر بعضی فرهادی یک استثنا باشد؟ محمدرضا لطفی: در مورد اینکه او در این زمینه استثنا بود؛ تردیدی وجود ندارد اما نکته قابل تامل اینجاست فیلمی نظیر چهل سالگی علی رئیسیان هم در زمان خودش با اینکه با فیلم های تجاری همزمان بود اما توانست به فروش قابل توجهی دست بابد. مهرداد صدیقیان: مثال درستی بود منتهی من فیلم های آقای فرهادی فعلا در ذهنم نقش بسته بود. به هر صورت فراموش نکنید مردم ما دیگر تشنه قصه هستند و تمایلی به دیدن چره زیبا و ظاهر آنچنانی ندارند اگر یک قصه عناصر جذب مخاطب را داشته باشد آن را می بینند از آن لذت می برند شاید به همین خاطر هم هست که سریال های سخیف ماهواره ای تا این حد رونق پیدا کردند، چون مدام در حال قصه گفتن برای آنها هستند. ولی با تمام این تفاسیر «قاعده تصادف» با اینکه سالن های چندانی برای فروش در اختیار نداشت و ابزار تبلیغی چندانی هم در اختیارش نبود اما توانست در گیشه موفق ظاهر شود و این موضوع بار دیگر گواه این موضوع است که این فیلم از کارگردانی و قصه خوبی برخوردار بود.و مردم دیگر به دنبال تکرار سینمای قبل از انقلاب نیستند و قصه جدید و حتی بازیگران جدید می خواهند. امین جعفری: من بر خلاف مهرداد تصورم بر این است که نمی توان منکر تاثیر حضور ستاره در یک فیلم شد درست است که عنصر تبلیغ می تواند باعث دیده شدن یک فیلم شود اما خب نمی توان این موضوع را نادیده گرفت که مردم گاهی به خاطر بازیگری که دوست دارند و خاطره ای را در ذهن شان تداعی می کند هم برای تماشای یک فیلم ترغیب می شوند و بازیگر چهره برای مخاطب عام حکم ویترین یک فیلم سینمایی را ایفا می کند. به عقیده من فیلم فرهنگی همواره مخاطب خاص خودش را دارد هر چند که در این راه عنصر تبلیغات هم بی تاثیر نیست امادر تمام دنیا فروش سینما را مخاطب عام تعیین می کند و به همین دلیل حضور یک بازیگر در فروش یک فیلم می تواند تاثیر به سزایی داشته باشد. مارتین شمعون پور: من با حرف های مهرداد بیشتر هم نظرم چرا که به اعتقاد من سینما، ترفند است ولی این ترفندها هم تاریخ انقضا دارند. بعد از اینکه در سینمای ایران چند فیلمی که از بازیگران چهره بهره می گرفت نتوانست توقع مخاطب را برآورده کند، این تفکر در میان مخاطبان سینما به وجود آمد که روی نحوه انتخاب بازیگر فیلم شان تجدید نظر کنند چرا که بر این باور شدند صرفا بازیگران مورد علاقه شان نمی توانند با حضور در یک فیلم لحظات خوشی را برای آن ها فراهم کنند. بازیگر محبوب شاید بتواند در میزان فروش یک فیلم تاثیر گذار باشد اما نمی تواند به آن فیلم برای ماندگاری کمک کند در چهار، پنج سال قبل در سینما ما این طور باب شده بود که یک عده از کارگردان ها فیلم های بی سروتهی را می ساختند و تنها نکته اتکایشان برای موفقیت آن فیلم بازیگر چهره بود و خب اکثر این آثار هم نتوانستند به توفیق چندانی دست یابند و یا اگر این اتفاق هم برای آن ها افتاد امروز به نیکی از فیلم هایشان یاد نمی شود چون آثارشان فاقد ماندگاری بودند اما خب فیلم های خوبی هم هستند که از بازیگران چهره، در جای درست شان استفاده می کنند و از آن ها استفاده ابزاری نمی کنند و بازی تکنیکی می گیرند و خب معمولا این آثار هم در گیشه موفق عمل می کنند و هم قدرت ماندگاری دارند. فکر می کنید قاعده تصادف توانسته این موضوع را به نوعی بالانس کند؟ مارتین شمعون پور: من خودم از طرفداران پرو پا قرص فیلم «قاعده تصادف» به شمار می روم و به عنوان بیننده از تماشای این فیلم لذت می برم. چهارچوب اجازه این را داده است که ما بیشتر از همه چیز گروه تئاتری را باور کنیم. شاید مخاطبی این فیلم را ببیند و به طور مثال اشکان خطیبی و مهرداد صدیقیان را نسبت به سایر بازیگران بشناسد و بازیگران دیگر را نشناسد اما بی شک باور می کند که این افراد بازیگران تئاتر هستند و با بازی همه بازیگران در این فیلم ارتباط برقرار می کنند. مهرداد صدیقیان: همین طوراست. در واقع بهنام بهزادی در قاعده تصادف، متکی به بازیگران فیلمش نیست بلکه متکی به قصه و بافت کلی فیلمش است و فیلم خودش کارکرد جذب تماشاچی را دارا است شاید به همین ایده است که بهزادی برای جذب مخاطب بیشتر به سراغ نسل بالاتر و ستاره نرفته است و ترجیح داده مطابق قصه اش از بازیگران متولد دهه شصت بهره بگیرد هر چند که آن ها چهره نباشند. ****************** و حالا چند عکس از مهرداد صدیقیان ![]() عکس بعدی از خیریه فرزندان آسمان:
و عکس بعدی:
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1392ساعت 16:12 توسط نیلوفر و پارسا |
|
![]() سینما ايران تهران - خیابان شریعتی روبروی بهارشیراز ، تلفن : 021-77538711 سینما پرديس زندگي تهران - میدان صادقیه - بلوار کاشانی - بلوار اباذر ، تلفن : 021-44004800 سینما پردیس آزادی تهران - خیابان بهشتی نبش خالد اسلامبولی (وزرا) ، تلفن : 021-84480 سینما شکوفه تهران - میدان شهدا ، تلفن : 021-33512701 سینما فرهنگ تهران - شریعتی - بالاتراز خیابان دولت ، تلفن : 021-22601205 سینما ماندانا تهران - خیابان دماوند - اول سی متری نارمک ، تلفن : 021-73015 سینما پردیس هويزه مشهد - خیابان دانشگاه - چهارراه گلستان ، تلفن : 0511-8437575 سینما اریکه ایرانیان تهران - بلوار شهید فرحزادی نبش ارغوان ، تلفن : 021-22370001 سینما پارس تهران - میدان انقلاب ، تلفن : 021-66926953 سینما پرديس ملت تهران - اتوبان نیایش - روبروی کردستان ، تلفن : 021-23162 سینما مرکزي تهران - میدان انقلاب ، تلفن : 021-66928686 حال چند عکس از مهرداد صدیقیان: ![]() و عکس بعدی از مهرداد صدیقیان: ![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم فروردین 1392ساعت 14:33 توسط نیلوفر و پارسا |
|
|
مهرداد
صدیقیان بازیگر فیلم (قاعده تصادف) به کارگردانی بهنام بهزادی پس از
برگزاری نشست این فیلم در سالن اصلی مرکز همایش ها در پاسخ به خبرنگار
رویداد گفت: «مجموعه ای از عوامل خوب مثل فیلمنامه ی مناسبی که قدرت پرداختن داشت، نقشی که جای کار خوبی داشت و کار کردن با کارگردانی مثل بهنام بهزادی که کار "تنها دوبار زندگی می کنیم" را ارائه کرده و کار خوبی بوده است و وقتی به من پیشنهاد کاری این چنین داده می شود و فیلم نامه پتانسیل بالایی دارد، حتماً با کمال میل می پذیرم تا این نقش را بازی کنم». ![]() وی در ادامه افزود:« بهنام بهزادی، نوید حضور یک کارگردان خوب را در سینمای ایران می دهد. صدیقیان درباره ی مسئله مهم در این فیلم گفت:« مسائل مربوط به خانواده جزو دغدغه های این روز هاست و نسل جدید معمولاً با نسل قبل خود دچار مشکل است و این ممکن است مشکلاتی را در خانواده ایجاد کند. بنابراین دغدغه خانواده همیشه وجود داشته و سعی شده در این باره کار انجام شود. صدیقیان در پایان گفت:« قطعاً با هر نقشی که ایفا می کنیم فاصله ای یا کم یا زیاد داریم؛ ولی به دلیل موقعیت قابل درک از این شخصیت برای من، از کاراکتر خودم هم برای این نقش که تا حدی به من نزدیک بود گذاشتم ؛اما به هر حال فاصله هایی هم داشت. در پایان چند عکس از مهرداد صدیقیان میبینیم:
و عکس بعدی:
در پایان سال خوبی و خوشی را برای همه تون آرزو دارم |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم اسفند 1391ساعت 23:22 توسط نیلوفر و پارسا |
|
|
سی ام بهمن روز تولد مهرداد صدیقیان را به او و طرفداراش تبریک میگم
دو عکس از مهرداد صدیقیان با هم میبینیم:
و عکس بعدی از مهرداد صدیقیان:
تولدت مبارک مهرداد جان |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391ساعت 17:1 توسط نیلوفر و پارسا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من طرفدار پروپاقرص مهرداد صدیقیان ام! امیدوارم از وبم خوشتون بیاد و به بهتر شدنش کمکم کنید!
|
| برچسبها |
|
مهرداد صدیقیان (4) سیروس مقدم (2) حیرانی (2) سریال دیوار (2) مهرداد صدقیان (1) امیرحسین سریال دیوار (1) امیر حسین سریال دیوار (1) قاعده تصادف (1) اشکان خطیبی (1) |
|
RSS
|